سلام
به همه دوستان خوبم
براي اينكه بيشتر حس كنم ايراني هستم:
گربه ای که توپ زمین راگرفته
گاهی روی دیواراتاق من می نشیند
ونمی پرد
شاید
برای همین
زمین می چرخد
وبرای دیوارما هیچ موشی نقشه نمی کشد
اینجا
درسرزمین قصه های مادربزرگ
غیراز خدا هیچ کس نیست
می شود
بافرشهایی که از انگشتان مادرمی بارد
بهشت رابه خانه آورد
وهرفصل باتعارف پنجره
میوه تازه ای گرفت
به روی باز درها جواب مثبت داد
حتی می شود شبها
قسمتی از خورشید رابرای سقف اتاق قرض گرفت
این گربه گاهی
پازلی ست
که دستهای ما رابهم می چسباند!

