تبليغاتX
نون و پنیر -







نون و پنیر

"اين سفره ايست كه من ميزبان آن وهمه شما مهمان آنيد"

 

سربه سر پنجره دود گرفته ام نگذاردرخت

 تقصيرتونيست

كه زغالها روسياه تر از آنند به خانه ات برگردند.

زيرآسمان شهري بزرگ شدي

كه  هرشب

كفشهاي سياهش را واكس نزده

بي آنكه برقي از ماه وستاره بيفتد

پشت تمام پنجره هاي بازجفت مي كندو

صبح

 گم

تقصير من هم نيست

كه ساعتم هنوز

روي سينه ديوارمي تپد

با پايي كه روي زمين بند نيست

مي دودو

هي چشم مي چرخاند

به بيرون

به او

كه بادود قليانت فوت شد به آسمان

روي تمام پنجره ها راباز كرد

تقصير اوست

كه پايت رااز همه جا بريد

ساعتم را بي قراركرد!

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/24ساعت 16:10 توسط سیده زهرا صادقی |